20 عنصر بازاریابی

20 عنصر بازاریابی

به نظر اکثر مردم، تبلیغات، فعالیتی است که زیر خط است یعنی به طور مستقیم با مصرف کننده از طریق کانال‌های دیگر سرو کار دارد. بالای خط، ارتباط مستقیم است. برای راحتی، تبلیغات یا بالای خط را توضیح می‌دهیم. روابط عمومی را از تعریف تبلیغات جدا می‌کنیم گرچه ممکن است در متون سنتی این شباهت وجود داشته باشد. دلیل این امر خیلی ساده است؛ روابط عمومی شامل عنصر تبلیغات است که در آن روابط عمومی خوب، بخشی از مبارزات تبلیغاتی است. روابط عمومی فقط درباره بخش مثبت و یک طرفه ارتباط نیست، بلکه درباره عنصر فعال حفظ مکالمه با عموم است. شرکت ها باید بدانند چه طور به نگرانی‌های مردم جواب دهند. تبلیغات مسیری طولانی را شامل می‌شود اما عنصر مهم بازاریابی است.

در یک جامعه کوچک با کسب و کار گذرنده، کافیست علامتی در ویترین مغازه بگذاریم و عابران را دعوت به ورود به مغازه کنیم. اگر خواهان رشد کسب و کار در بازاری وسیع‌تر هستیم، نیاز به رسانه‌هایی داریم که با آنها پیغام را به بازار بزرگ تر برسانیم و به مرور زمان تبلیغات، رسانه‌های بیشتری پیدا کرده و با آن به کلمه بازرگانی خواهیم رسید. از علائم مغازه‌ها تا بیلبوردها، از روزنامه‌ها تا رادیو و تلویزیون، از نامه مستقیم تا اینترنت راه های گوناگونی بوده‌اند که در آنها پیام‌های تبلیغاتی مورد توجه مشتریان قرار گرفته‌اند.

انقلاب صنعتی منجر به ابزار ساخت زیادی شد و این باعث نیاز به تحریک مصرف انبوه شد. پاسخ به این نیاز، تبلیغات بود و همین امر باعث شد رسانه‌های جدید، مجله و روزنامه پدید آیند و به همراه آنها، تبلیغات به وجود آمد.

«روی تامسون» که یک کانادایی زیرک بود، پس از بازنشسته شدن در انگلیس، کار در تشکیلات اقتصادی تلویزیونی را آغاز کرد. او گفت که حق امتیاز تلویزیون، مجوزی برای چاپ پول بوده است. آن پول انحصاراً از طرف تبلیغ کننده‌هایی تأمین می‌شد که تبلیغات را موثرترین راه برای رسیدن به بیشترین تماشاگر می‌دیدند.

زیر خط

زیر خط، بقیه تبلیغات را در برمی‌گیرد تا فرایندهای فروش را حمایت کند. عمده‌ی آن مثلاً در آزمون به دست آوردن، ایجاد وفاداری و یا مشوق‌های دیگر برای فروش، جنبه قانونی تبلیغات است. تخفیف ها به طور قانونی از درآمدهای بالا کم می‌شوند و بسته به اینکه چه طور استفاده می‌شوند خرج تبلیغات و کسب و کار می‌شوند. در غرب به اصطلاح پیشرفته و پیچیده، هنر مذاکره از دست رفته است. دیگر خجالت می‌کشیم تخفیف بگیریم و اگر همه چیز سلف سرویس باشد راحت تریم. بدون اینکه دهان باز کنیم به سوپر مارکت می‌رویم و هر چه می‌خواهیم بر می‌داریم. در این فرآیند ممکن است به خیلی از تبلیغات پاسخ دهیم.

اگر در سوپر مارکت محلتان راه بروید، در یک زمینه تنوع پیشنهادها را می‌بینید: پول یکی را بدهید دو تا ببرید! یک عدد بخرید یکی هم مجانی ببرید! نصف قیمت! ۵۰ درصد تخفیف!

یکی بخرید یکی هم مجانی ببرید، تأثیر متفاوتی دارد. خرید را بیشتر می‌کند و برای مدتی طولانی مشتری به سمت رقیب نمی‌رود. از طرفی نقطه قیمت اصلی را حفظ می‌کند، چون هم کالا رایگان ارائه می‌شود و هم قیمت ثابت می‌ماند. قیمت اجرای این طرح بالاست. اگر تولید کننده‌ای بخواهد به کاهش قیمت فروش پنج پوندی برای هر کالا برسد باید قیمت فروش عمده را با همین مقدار کم کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

62 + = 72

مشاوره رایگان