سواد عاطفی- آگاهی بر احساسات و عواطف (بخش پنجم)

سواد عاطفی- آگاهی بر احساسات و عواطف (بخش پنجم)

همراهان گرامی، امروز قسمت پنجم از مبحث سواد عاطفی را با عنوان آگاهی بر احساسات و عواطف ارائه می دهیم.

تقریباً هر کس وقتی که با یک گدای بی خانمان رو به رو می شود احساس غم و اندوه می کند. عده ای فوراً سعی می کنند جلوی احساسات خود را بگیرند و طوری وانمود می کنند که انگار گدا را اصلاً ندیده اند، یا این که او مستحق آن سرنوشت است. عده ای دیگر احساس گناه می کنند و بر خود واجب می دانند که از بینوایان دستگیری کنند و مقداری پول به او می دهند، اما برخی با دیدن فقیر، خشمگین و عصبانی می شوند و طوری به او پرخاش می کنند که انگار او مزاحمشان شده است.

شما چه کار می کنید؟ وقتی در چنین موقعیت هایی قرار می گیرید کدام یک از واکنشها به فکرتان خطور می کند؟ آیا با درک کامل از احساس خود دست به عمل می زنید؟ اکثر ما از آن واکنش اولیه و قوی خود که در چنین مواقعی فوراً آن را سرکوب می کنیم خبر نداریم. آیا بعد از رد شدن از جلوی گدا دچار عذاب وجدان نمی شوید؟ آیا به نظام حکومتی خود اعتراض نمی کنید؟ اکثر ما در زندگی روزمره خود به چنین درگیری های عاطفی دچار می شویم ولی معمولاً از آن بی خبریم. اتوبوس به سرعت جلوی ما می پیچد، فروشنده با تندخویی جوابمان را می دهد، دوستمان خیلی سرد با ما برخورد می کند، ولی ما به ندرت به ماهیت پیچیده عواطف خود در فعالیتهای روزانه فکر می کنیم و از آن آگاهی داریم.

شناخت ریشه های عواطف و احساسات

عواطف و هیجانات فطری هستند و به طور خود به خود در ابتدایی ترین قسمت لیمبیک مغز به وجود می آیند. ترس، خشم، غم و اندوه، عشق و شادی یادآورهای دائمی ماهیت حیوانی ما هستند. این هیجانات بر اثر تجاربی که در طی زندگی کسب می کنیم تغییر کرده شکل دیگری به خود می گیرند.

اکثر ما آگاهی بسیار کمی از چند و چون و قدرت عواطف خود داریم و حتی نمی دانیم چه عاملی باعث بروز آنها می شود. در حقیقت، اکثر آدمها حتی نمی دانند چه عواطف و هیجاناتی را تجربه می کنند. بدون این شناخت، نمی توانیم امیدوار باشیم مهارتهای همدلی و تبادل عواطف را که میوه های سواد عاطفی هستند بهبود ببخشیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مشاوره رایگان