سواد عاطفی- رفتارهای فاقد سواد عاطفی (بخش یازدهم)

سواد عاطفی- رفتارهای فاقد سواد عاطفی (بخش یازدهم)

سواد عاطفی در صورتی به بهترین نحو یاد گرفته می شود که رابطه ما با دیگران براساس همکاری و تعاون باشد و از هر گونه دروغگویی اجتناب کنیم و هیچ کس سعی نکند بر دیگری سلطه جویی کند و نقش ناجی را برای او ایفا نماید. محیط های کار معمولاً شرایطی متضاد دارند. یعنی در محیط های کار تمایل بسیار داریم که قدرت طلبی کنیم و دروغ بگوییم و رازهای خود را مخفی نگه داریم. در حقیقت، حتی برخی محیط های کار رفتارهای فاقد سواد عاطفی را تشویق می کنند. چندان غیرمعمول نیست وقتی که می شنویم مدیری کارگران خود را به خاطر رعایت نکردن حد و حدودشان تهدید به اخراج می کند. اگر چه قوانینی در دفاع از حقوق کارگر وجود دارد، ولی بدون وکیل های گرانقیمت دفاع از حقوق میسر نیست و اکثر کارگران به دلیل عدم امکان مالی چاره ای جز تسلیم ندارند.

در مورد دستمزدها، ارتقاء شغلی، و اخراج کارمندان، اسرار خاصی وجود دارد. اکثر رقابت های کاری و برتری جویی های شغلی، آشکار نیستند. بازی های قدرت، نه فقط در میان کارفرمایان و مدیران، بلکه به گونه ای ظریف در میان کارگران و کارمندان نیز جریان دارد. دستورات و خرده فرمایشات صادر می شوند و به دنبال آنها رنجیدگی، شایعات، رازها، دروغها، و ریشخندهای آزاردهنده جاری می گردند. اگر چه اکثر آدمها از چنین جریانهایی آگاه هستند ولی هیچ توافقی برای متوقف ساختن آنها انجام نمی گیرد. از همین رو محیط های کار آکنده از رهنمودهای سمی و عاری از سواد عاطفی است.

رعایت سواد عاطفی در محیط کار به مراتب سخت تر است زیرا در آنجا هیچ نوع توافقی وجود ندارد که افراد را از دروغگویی، اجرای بازیهای قدرت، و ایفای نقش ناجی منع کند. بنابراین همواره باید آماده امتناع دیگران از همکاری، یا حتی واکنش های خشونت آمیز آنها باشید.

به طور کلی، پیشنهاد می کنیم به جای بی سوادی عاطفی غالب بر محیط کار، فرهنگ متفاوت دیگری را جایگزین کنید که در آن بین افراد هیچ نوع بازی قدرت انجام نمی گیرد و عواطف آدمها مورد توجه و احترام قرار می گیرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مشاوره رایگان