کسب‌وکارها در دوران رکود و کارایی آن‌ها در دوران پسارکود

کسب‌وکارها در دوران رکود و کارایی آن‌ها در دوران پسارکود

زمانی‌که یک محصول خوب تقاضا را جذب کند، رقبا به سرعت وارد بازار می شوند تا بتوانند قسمتی از تقاضا را به طرف خود جذب کنند به این نوع تقاضای کامل، بازاریابی در دوران رونق گفته می شود؛ و وظیفه بازاریابی حفظ این تقاضا است. این نوع بازاریابی نیازمند حفظ کارآیی در فعالیت‌ها و هوشیاری در شناسایی عواملی است که باعث فرسودگی می‌شود. نوع دیگری از بازاریابی که نقطه عکس بازاریابی در دوران رونق است، بازاریابی در دوران ریکاوری (یا بازپروری) است. ریکاوری، یک استراتژی است که به شرکتها برای تغییر از رکود به حالت عادی و سپس رسیدن به رونق کمک می نماید و دراین وضعیت بازاریابان و صاحبان کسب و کار باید بسیار هوشیارانه عمل کنند تا شرایط خود را بهبود ببخشند.

همراهان گرامی، در این راستا گروه کلید بر آن شد، مجموعه‌ای باعنوان بازاریابی در دوران ریکاوری را ارائه دهد که راهنمای شما در این زمینه باشد. تا پایان این مجموعه با ما همراه باشید.

کسب‌وکارها در دوران رکود و کارایی آن‌ها در دوران پسارکود

کارایی کسب‌و‌کارهای کوچک، بستگی به سایر مجریان کسب‌و‌کارهای کوچک و متوسط (مالکان، مدیران و کارکنان) و سهام‌دارانی ازجمله (مشتریان قدیمی، مشتریان بالقوه، تولید‌کنندگان، رقابت‌کنندگان، دولت و سایرین) دارد که اقدامات خاصی را در شرایط خاص مربوط به محصول، سرمایه و بازار کار صورت می‌دهند. مالکان کسب‌و‌کار همواره در زمینه استراتژی‌هایی که به کار می‌گیرند احتیاط می‌کنند؛ البته منابع در دسترس آن‌ها و ارتباطات آن‌ها با سایر سهامداران بر سازگاری و کارایی شرکت‌ها تاثیرگذار است که معمولاً سبب محدود شدن منابع‌‌شان می‌شود. اقدامات صورت گرفته، از طریق تغییر در منابع شرکت و یا ارتباطات آن با سهام‌داران، سبب وقوع یا عدم وقوع و نتایج اجرایی آن می‌شود. به‌عنوان مثال، سرمایه‌گذاری در توسعه محصولات/ خدمات، منجر به فروش‌هایی می‌شود که در عوض سرمایه‌گذاری‌های آینده در منابع (کارمندان، تجهیزات، برنامه‌ها و تبلیغات) را ممکن می‌سازد که این امر نیز به‌نوبه خود منجر به سرمایه‌گذاری‌های بعدی می‌شود. البته هیچ تضمینی وجود ندارد که اقدامات خاص، حتماً منجر به رسیدن به اهداف موردنظر شود. میزان موفقیت و شکست سرمایه‌گذاری‌ها متفاوت است و بستگی به اقدامات سهام‌داران اصلی و نیز مجریان کسب‌و‌کارهای کوچک دارد. کارایی، بستگی به میزان سازگاری شرکت‌ها با شرایط محیطی، در مقایسه با دیگران  دارد که بر سر بازارها و منابع بدون هیچ نوع پیش‌آگاهی از شرایط، با هم رقابت می‌کنند.

رکودها تاثیرات غیر‌یکسانی بر کسب‌و‌کارها داشته و خطرات فراوانی برای آن‌ها به‌وجود می‌آورند، اما در عین حال فرصت‌های مهمی نیز پیش روی آن‌ها قرار می‌دهند. دو دیدگاه گسترده در زمینه نحوه تاثیرپذیری کسب‌و‌کارهای کوچک از رکود و سایر شوک‌های خارجی وجود دارد که تحت عنوان دیدگاه “آسیب‌پذیری” و “انعطاف‌پذیری” نامگذاری شده‌اند. در دیدگاه “آسیب‌پذیری”، کسب‌و‌کارهای کوچک بسیار مستعد آسیب دیدن از شوک‌های خارجی مثل رکودها هستند که این امر به‌علت محدودیت منابع، مشتریان و خطوط تولید موجود برای تقسیم کردن شدت خطر در بین آن‌هاست و این عوامل سبب کاهش ظرفیت شرکت‌ها برای مقاومت در برابر فشارهای رقابتی در شرایط دشوار و جلوگیری از کاهش کارایی آنها می‌شود. کارایی کسب‌و‌کارهای کوچک، در مدت زمان کوتاه، متوسط و بلند بسیار بی‌ثبات است و این امر به‌علت تاثیرات عواملی است که از کنترل آن‌ها خارج است. در دیدگاه “انعطاف‌پذیری”، کسب‌و‌کارهای کوچک توانایی بقا و احتمالاً رشد و رونق در شرایط دشوار را دارند و این امر به ‌علت انعطاف‌پذیری آن‌ها در تنظیم ورودی منابع، فرآیند‌ها، قیمت‌ها و محصولات با هدف بهره بردن از مالکیت منابع، پویایی و فرصت‌های بازار است.

همانطور که قبلاً اشاره گردید رکودها بسیاری از کسب‌و‌کارهای کوچک را در یک دوراهی مهم قرار می‌دهند:

  • کاهش قیمت‌ها با هدف بقای کوتاه‌مدت، منجر به کاهش ظرفیت سازگار شدن در هنگام ایجاد ریکاوری.
  • تحمل هزینه‌های بالاتر در کوتاه‌مدت به منظور حفظ ظرفیت‌های برتر و با هدف حفظ قابلیت درک فرصت‌های ارزش‌گذاری طولانی‌مدت در زمان ریکاوری.

اقدامات به‌منظور کاهش هزینه‌ها مثل کاهش تعداد کارمندان، ممکن است سبب کاهش ظرفیت شرکت برای بهره‌بردن از فرصت‌هایی به‌منظور دستیابی و پویا کردن منابع و یا راضی کردن مشتریان به خرید شود. همچنین اقدامات مربوط به تولید درآمد، مثل کمپین‌های تبلیغاتی ممکن است هنوز هم گران بوده و نتوانند فروش کافی ایجاد کنند تا هزینه‌های صورت گرفته را جبران کنند و در نتیجه سبب کاهش منابع شرکت می‌شوند. مطالعات صورت گرفته در مورد کسب‌و‌کارهای کوچک، نشان دهنده اهمیت اقدامات صورت گرفته در زمینه کاهش هزینه‌ها و تولید درآمد در طی دوره رکود می باشد. ریکاوری تا زمانی‌که تقاضاهای انبوه افزایش ‌یابند سبب ایجاد فرصت‌هایی برای کسب‌و‌کارهای کوچک می‌شود، اما در عین حال از طریق تحمیل قیمت‌های بالاتری از کالاهای ورودی به شرکت‌های متصدی و تشویق آن‌ها به ورود به میدان رقابت و یا افزایش شدت رقابت، سبب محدود شدن آن‌ها نیز می‌شود. هر دوی این فرآیند‌ها، محدودکننده و اختیاردهنده، به‌طور همزمان اما غیریکسان در دوران رکود و ریکاوری اتفاق میفتند.

مطالعات صورت گرفته در مورد شرکت‌های بزرگ نشان داد که کارایی سودآوری پیش از رکود، نشانه ای برای کارایی سودآوری در دوران رکود و یا دوران پسارکود نخواهد بود. شرکت‌هایی که پیش از این سودآوری داشته‌اند ممکن است در دوران رکود هزینه‌های خاص و یا شوک‌های تقاضا را تجربه کنند و این امر کارایی سودآوری ضعیف آن‌ها را تشدید کند، در حالی‌که شرکت‌هایی که پیش از این کارایی سودآوری ضعیفی داشته‌اند ممکن است خود را به نحوی با رکود سازگار کنند که سبب ارتقاء کارایی آن‌ها شود. این‌که این دیدگاه‌ها در مورد کسب‌و‌کارهای کوچک نیز صدق کند یا نه هنوز به طور کامل مشخص نیست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مشاوره رایگان