بازاریابی سیستم اطلاعات جغرافیایی (ژئو مارکتینگ)

بازاریابی سیستم اطلاعات جغرافیایی (ژئو مارکتینگ)

میزان عرضه و تقاضا تعیین کننده قیمت کالاها و خدمات هستند. این عرضه و تقاضا از منطقه‌ای به منطقه‌ای دیگر و در زمان‌های مختلف متفاوت هستند. بنابراین استراتژی‌های قیمت گذاری به شدت تحت تأثیر اطلاعات جغرافیایی، جمعیت شناختی و زمان قرار می‌گیرند. از انجایی که سه عنصر مهم GIS یعنی زمان، جغرافیا و داده های آماری و جمعیت شناختی تأثیر زیادی بر میزان عرضه و تقاضا و در نهایت بر استراتژی‌های قیمت گذاری دارند بنابراین می‌توان از GIS به عنوان ابزار قدرتمندی در تعیین استراتژی های قیمت گذاری استفاده کرد. تعیین سیاست‌های قیمت گذاری بسیار مشکل و پیچیده است. زیرا از یک طرف عملکرد رقبا کاملاً غیر قابل پیش بینی هستند و از طرف دیگر از واکنش‌های مشتریان اطلاعات چندان دقیقی در دست نیست. اما به عنوان یک ابزار قدرتمند به بازاریابان کمک می‌کند تا سیاست‌های قیمت گذاری رقبا را پیش بینی کرده و واکنش مشتریان در مقابل قیمت‌های جدید را درک کنند و بدین ترتیب استراتژی‌های قیمت گذاری مناسب تری را اتخاذ نمایند. به جای این که واکنش مشتریان در برابر استراتژی های قیمت گذاری را در سطح ملی و یا منطقه ای مورد بررسی قرار داد با استفاده از GIS می توان واکنش مشتریان را در یک جامعه آماری کوچکتر بررسی کرد و نتایج را به مناطق مختلف تعمیم داد. به عنوان مثال یک خرده فروش بنزین می‌تواند تغییرات در میزان تقاضا را به عنوان تابعی از تغییرات در قیمت‌ها و مکان جغرافیایی رقبا بررسی نماید. مجموعه مشابهی از قیمت‌های رقبا در مناطق مختلف جغرافیایی ممکن است از طریق پذیرش متفاوت برند و وفاداری مشتریان یک الگوی کاملاً متفاوت از تقاضا ایجاد کند. به این مثال ساده توجه کنید: سازمان X با دو رقیب C1 و C2 در دو مکان جغرافیایی L1 و L2 را فرض کنید. در مکانL1 تغییر در قیمت‌های رقیب C1ممکن است بر مبلغی که سازمان X می تواند نسبت به رقیب C2 بیشتر از مشتریان تقاضا کند تأثیر بگذارد. اما در مکان L2 تغییر در قیمت‌های رقیب C2 ممکن است بر مبلغی که سازمان X می تواند نسبت به رقیب C1 بیشتر از مشتریان تقاضا کند تأثیر بگذارد. این تغییرات ممکن است بر کشش قیمتی رقیب C1 در مکان L1 و بر سیاست‌های قیمت گذاری رقیب C2 در مکان L2 تأثیر بگذارد. هرچند این موارد را بدون استفاده از GIS نیز می‌توان مورد بررسی و سنجش قرار داد. اما به طور کلی GIS از دو جهت برای بازاریابان موثر و مفید است. اول اینکه با به تصویر کشیدن موقعیت رقبا و سیاست های قیمت‌گذاری آن‌ها بر روی نقشه راحت تر می‌توان آنچه که دربازار اتفاق می‌افتد را تفسیر کرد. فرض کنید که مدیر بازاریابی بخواهد اطلاعات مربوط به موقعیت رقبا و سیاست‌های قیمت گذاری آن‌ها را در یک جدول وارد کند و بر اساس آن‌ها تصمیم گیری کند. در چنین شرایطی وی با هزاران داده مختلف روبرو است و در جدول پیش روی خود چندین ردیف و ستون مختلف از رقبا را مشاهده می کند. به طوریکه هر ردیف مختص به یک رقیب و هر ستون معرف یک متغیر خاص است. مطمئنا تصمیم‌گیری با در دست داشتن این اطلاعات کاری بسیار وقت‌گیر و طاقت فرسا است. در مقابل فرض کنید که همه این اطاعات بر روی نقشه پیاده شده و هر کدام از رقبا با یک رنگ خاص بر روی نقشه نشانه گذاری شده اند. تصمیم‌گیری با کدام یک از این ابزار راحت‌تر است؟

دوم اینکه دسترسی به مقدار زیادی از اطلاعات مربوط به یک منطقه جغرافیایی کوچک این امکان را فراهم می کند تا مدیران ویژگی‌ها و اطلاعات زیر مربوط به رقبا را با رقبای فعال مناطق دیگر مقایسه کنند. به مثال قبل بر می‌گردیم فرض کنید که کشش قیمتی دو منطقه جغرافیایی L1 و L2 با دیگر مناطق مقایسه شود و نتایج به دست نشان می‌دهند که مشتریان موجود در منطقه L1 به یکی از پمپ بنزین ها مثلا C1 وفادار هستند و مشتریان موجود در منطقه L2 نسبت به قیمت حساس هستند واین اطلاعات بر کشش قیمتی تأثیر می گذارند. با در دست داشتن این اطلاعات سازمان X می تواند استراتژی‌های بازاریابی و تبلیغاتی خود را به درستی تعیین نماید. این اطلاعات نه تنها بر تصمیمات مربوط به مشتریان نهایی تأثیر می‌گذارند بلکه در تصمیمات مربوط به معاملات B2B نیز تأثیرگذارند.

برگرفته از کتاب بازاریابی سیستم اطلاعات جغرافیایی (ژئومارکتینگ)

گروه کلید درحیطه بازاریابی سیستم اطلاعات جغرافیایی (مکانی) (ژئومارکتینگ) به تمامی سازمان ها و ارگان ها مشاوره می دهد پس با ما تماس بگیرید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*