در فرآیند تکامل جهانی شدن، سه عامل نقش بسزایی داشته اند: ۱- عوامل تکنولوژیکی، ۲- عوامل سیاسی و ۳- عوامل اقتصادی. عوامل نامبرده سبب خلق مفهومی به نام جهانی شدن گشته اند. پدیده‌ جهانی‌شدن با گذشت زمان با اِعمال نفوذ در زمینه‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی درجوامع گوناگون، سبب بروز تغییر وتحولاتی در آنها شده است. انقلاب صنعتی باعث تغییر در ساختار تولیدات صنعتی و نیز رشد صنایع شده به طوریکه پدیده‌ی جهانی شدن شتاب بیشتری گرفته و پیشرفت‌های تکنولوژیکی نیز افزایش یافته است. پس از جنگ جهانی دوم، پیشرفت‌های فن آوری در عرصه‌هایی نظیر: کامپیوتر، ارتباطات و سیستم‌های انرژی، منجر به ایجاد تغییرات گسترده‌ای در زمینه‌های جمعیت شناختی، اجتماعی و اقتصادی شده است، به ویژه، بدلیل فروپاشی سیستم برتن وودز، پیشرفت‌های فنآوری و سیاست‌های نئولیبرالی[گسترش یافتند. اصلاحات ساختاری در زمینه ی آزاد سازی تجارت خارجی،که توسط صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و سیاست‌های لیبرالی سازمان تجارت جهانی اجرا شدند، همگی نقش گسترده‌ای در پدیده ی جهانی شدن داشته اند. جوامع صنعتی درمسیر تکامل جامعه اطلاعاتی پیش می‌روند. یکی از بهترین نشانگرهای این تحولات، فنآوری اطلاعات و نیز تجارت الکترونیکی در این جوامع است که همگی علایم جهانی شدن هستند.

اصطلاح جهانی شدن تقریباً برای بیان تمام تغییراتی که در زمینه‌های گوناگون در جهان رخ می‌دهد، بکار می‌رود: از اقتصادگرفته تا سیاست و ازسیاست‌های اجتماعی گرفته تا فرهنگ. از سال ۱۹۸۰ تاکنون، این تعریف به طرق متفاوتی توسط مؤسسات مختلف و مردم وصف شده است، براساس اطلاعات سازمان تجارت جهانی (۲۰۰۸) مفهوم جهانی شدن همان ادغام جهانی بازار کالا، سرمایه و کار است. به عبارت دیگر، مفهوم جهانی شدن همان پیوستن اقتصاد به بازارهای جهانی است. صندوق بین المللی پول معتقد است که این ادغام منجر به افزایش وابستگی اقتصادی تمام کشورها در سراسر جهان شده است و پیشرفت‌های تکنولوژی این امر را سرعت بخشیده و سبب افزایش جریان سرمایه‌ها‌ی بین المللی، تنوع و حجم تجارت کالاها و خدمات شده است.

امرزوه تأثیرگذاری عواملی نظیر: فن آوری، سیاست و اقتصاد در پیدایش و توسعه‌ی پدیده‌ی جهانی‌شدن به اثبات رسیده است. این امر اقتصاد جدید را متفاوت از اقتصاد گذشته ساخته است.

ویژگی‌های منحصربه‌فرد اقتصاد جدید به شرح زیر است:

  • مبتنی بر دانش.
  • دیجیتالی.
  • اهمیت بیشتر به واقع‌گرایی.
  • توجه کمتر به کمبودها.
  • وابسته به شبکه‌ی ارتباطی.
  • تأکید بر محصولات دانش بنیان.
  • کاهش واسطه‌گری.

با توجه به این‌که بخش غالب اقتصاد جدید، ترکیبی از شبکه کامپیوتر، ارتباطات و لوازم بازی و سرگرمی است لذا می‌توان نتیجه گرفت که اقتصاد جدید:

  • مبتنی بر نوآوری
  • سرعت‌محور
  • و جهانی است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مشاوره رایگان