20 عنصر بازاریابی

20 عنصر بازاریابی

نظریه بازاریابی بین دو نوع استراتژی تبلیغات تفاوت قائل است،  جاذبه و دافعه. جاذبه در برابر دافعه از مدیریت زنجیره عرضه نشأت می گیرد. با زنجیره عرضه بر مبنای دافعه، محصولات به داخل کانال هل داده می شوند، از تولید تا خرده فروشی. سازنده، تولید را در سطحی مطابق با الگوهای سفارش تاریخی از خورده فروشان تنظیم می کند. برای زنجیره عرضه بر اساس جاذبه، پاسخ به تغییرات تقاضا بیشتر طول می کشد.

مراحل چرخه عمر محصول

۱-تولید بازار

۱-      هزینه ها بالا هستند.

۲-      حجم های فرش برای شروع کندند.

۳-      رقابت کم یا هیچ، تولیدکننده های رقابتی مراقب ضررهای رشد قابل قبول و بخشی هستند.

۴-       تقاضا باید ایجاد شود.

۵-      باید مشتریان را ترغیب به امتحان محصول کنند.

۶-       در این مرحله سود کمی دارد.

۲-مرحله رشد

۱-       قیمت ها به دلیل اقتصاد مقیاس کم شدند.

۲-      حجم فروش بالا می رود.

۳-       سود دهی بالا می رود.

۴-       آگاهی عمومی بالا می رود.

۵-       رقابت با بازیکن های جدید در ایجاد بازار بالا می رود.

۶-       رقابت زیاد منجر به قیمت پایین می شود.

۳- مرحله رسیدن

۱-       قیمت ها به خاطر افزایش حجم تولید و تأثیرات منحنی تجربه، کم می شوند.

۲-       حجم فروش بالا می رود و بازار اشباع می شود.

۳-       رقبا وارد بازار می شوند.

۴-       قیمت ها به خاطر کالاهای رقابتی زیاد،  کم می شوند.

۵-       بر تمایز برند و تنوع ویژگی تأکید می شود تا سهم بازار را حفظ کند یا افزایش دهد.

۶-       سودهای صنعتی کم می شوند.

۴- مرحله اشباع و افت

۱-      قیمت ها ضد بهینه می شوند.

۲-       حجم فروش افت می کند و یا ثابت می شود.

۳-       قیمت ها و سود کم می شوند.

۴-       سود بیش از چالش تولید و کارایی توزیع نسبت به فروش زیاد می شود.

 

عرضه و تقاضا

این یک مدل اقتصادی تعیین قیمت در بازار است و در بازار رقابتی به این نتیجه می رسد که قیمت برای تساوی قیمت مورد تقاضا توسط مشتریان و تعداد عرضه شده توسط تولید کننده ها عمل می کند و منجر به تساوی اقتصادی قیمت و تعداد می شود.

قیمت تنها عامل تنظیم کننده نیست. از سویی عرضه ممکن است محدود شود.  همچنین همه بازارها رقابتی نیستند.  اقتصاد انگلیس ترکیبی از مالکیت خصوصی و عمومی ابزار تولید و تحول خدمات است.  در چنین اقتصادی،  دو راه برای مدیریت عرضه و تقاضا وجود دارد.  قیمت،  مطلوب بخش خصوصی است.  سهمیه بندی،  روش پیش فرض بخش عمومی است.  واژه دیگر سهمیه بندی،  صف است.  در سال های جنگ و تا سال ۱۹۵۴ یک سیستم سهمیه بندی تحت شرایط زمان جنگ معرفی شد تا عرضه کالاهای نایاب مثل بنزین،  پوشاک و غذاهای خاص را محدود و عرضه را مدیریت کند و عدالت در توضیح را بیابد.  یک نتیجه غیرقابل اجتناب ظهور بازار سیاه محصولات مشابه بود که قیمت عامل برای آنهایی بود که پول بیشتری برای حفظ کالاهای غیرقانونی می دادند.

در کل سه نوع نیاز وجود دارد،  غذا،  پناهگاه،  سلامتی.  در جامعه متمدن لیستی طولانی و درحال رشد نیازهای دیگر مثل آموزش،  اداره حکومتی و غیره وجود دارد.  در ((انگلستان)) بیشترین غذاها در بازار آزاد تأمین می شوند.  عرضه غذا موضوعی پیچیده از قوانین در سطح کشاورزیند.  این قوانین در زمان کمبود غذا در دوره بعد از جنگ معرفی شدند.  زمانی که غذا دادن به جمعیت اروپایی بحرانی بود ؛ اما دیگر در دوره عرضه فراوان،  تأثیر گذار نبود.  ولی در مراحل نهایی عرضه که ارزش اضافه شده و بازار رقابتی بود،  درحالی که کالاها در محتوا،  شرح و وزن تنظیم می شدند،  قانون عرضه و تقاضایی وجود نداشت.  پس قیمت هنگامی که فراوانی در تعداد مغازه ها می بینیم و نیاز به سهمیه بندی نیست،  جز در موارد کمبودهای شدید برخی غذاهای منحصر به فرد،  تنظیم کننده است.

اهمیت کمیابی

بعضی مدل ها که در این دنیای جدید به صورت کامل عمل می کنند،  آنهایی هستند که عنصر کمیابی شان حفظ شده است. اپراتورهای تلویزیون ماهواره ای می توانند برای محتوا به  ویژه ورزش،  اشتراکی را هزینه کنند که در زمان واقعی نشان داده شوند،  چون ورزش ضرورتی با نتیجه ناشناخته است.

نگرش های آتی برای صاحبان محتوا که نمی توانند کمیابی کالایشان را کنترل کنند، تیره و تار است ؛ به عبارت دیگر رسانه های دیجیتال به سازمان ها امکان تبدیل هرچه بیشتر ارتباطات را به استراتژی جاذبه می دهد.

کارشناسان گروه کلید ( KSYKG ) توانایی اجرای پروژه های بازاریابی شما را دارند. با ما تماس بگیرید. ما می توانیم در شناسایی راه هایی کمک کنیم که سازمان تان بتواند با کمک آنها ایجاد ارزش کرده و در نهایت عملکرد خود را تحقق بخشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

− 9 = 1

مشاوره رایگان