کارآفرین

کارآفرین

من اخیراً پنجمین سالگرد شروع برنامه ی هدبندهای امید را راه اندازی کردم را جشن گرفتم. در این برنامه به ازای هر هدبندی که فروخته می شد، یک هدبند به عنوان هدیه به کودکان سرطانی داده می شد. پس از اینکه به عنوان کارآموز در یک سازمان برآوردن آرزوها (Wish-Granting) کار کردم، تصمیم گرفتم شرکت دلخواه خود را راه اندازی کنم. فهمیدم بچه هایی که پس از فرایند شیمی درمانی موهای خود را از دست می دهند ترجیح می دهند که به جای استفاده از کلاه یا کلاه گیس، از هدبند استفاده کنند.  تاکنون این شرکت کارهای خارق العاده ی زیادی انجام داده است. در برنامه های صبح بخیر آمریکا، Vanity Fair، شرکت کرده ایم همچنین در مجله ی هفده و Cosmopolitan حضور داشته ایم و هنرپیشه های زیادی از ما حمایت کرده اند. اما آنچه من واقعاً به آن افتخار می کنم این است که ما تا کنون بیش از ۱۰۰۰۰۰ هدبند به بیمارستان های کودکان در سراسر آمریکا و شش کشور دنیا اهدا کرده ایم. گاهی اوقات وقتی که در امر تجارت و شغل فقط به افق های پیش رو نگاه می کنید، فراموش می کنید که تا چه اندازه به جلو حرکت کرده اید. به این دلیل گاهی نگاهی به عقب می اندازم و به اولین سال دانشگاه زمانی که شرکتم را تاسیس نمودم، برمی گردم. در طی این ۵ سال مطالب زیادی یاد گرفته ام و همچنان نیز در حال یادگیری هستم. در این جا پنج نکته ی کلیدی را که در این سالیان یاد گرفته ام را بیان می کنم.

  1. از منابع خود استفاده نمایید

شرکتم را با پول بسیار کمی که از کارکردن به عنوان کار آموز در شرکت Disney World به دست آورده بودم شروع کردم و هیچ گاه به دنبال سرمایه گذار نبودم یا به اینکه سرمایه ی کافی برای شروع کار ندارم فکر نکردم، تنها به آنچه که داشتم نگاه می کردم. فراتر از پول، بزرگترین منبعی که داشتم این بود که دانشجوی دانشگاه بودم. در ابتدا اطلاعات بسیار کمی راجه به کارآفرینی داشتم، بنابراین در بین کلاس هایم جلسات و قرار ملاقات هایی با دانشجویان و اساتید دانشکده تجارت برگزار کردم و راجع به ایده ام با آن ها صحبت و نظرات آن ها را دریافت کردم. با هر دپارتمانی که ممکن بود به من کمک کند مانند دانشکده ی طراحی، دانشکده ی نساجی، مدرسه ی بازاریابی و غیره در ارتباط بودم. کم کم هدبندهای امید برای یک شروع قوی آماده شدند؛ چرا که از بخش های مختلفی که متخصصان در دانشکده به من پیشنهاد داده بودند استفاده کردم.

همیشه می توانید لیستی از آرزوهایی که دارید داشته باشید اما این روش از نظر زمانی به صرفه نیست. بنابراین اول ببینید که برای شروع چه گزینه ای پیش رو دارید. وقتی که منابع کافی داشته باشید از کاری که می توانید انجام دهید شگفت زده می شوید.

  1. مراقب افراد خود باشید

من فکر می کردم که موفقیت شرکت ها و کارآفرینان به این دلیل است که آن ها سخت کوش و باهوش هستند. اگرچه این تفکر درست است اما یک عنصر مهم تر از سخت کوشی و مغز نیز وجود دارد: تیم کاری. شرکت بدون کارکنان و افرادی که در اطرافم دارم به جایگاه کنونی خود نمی رسید و میدانم که مهم ترین فاکتور در کارم این بود که اطمینان حاصل کنم اعضای تیم کاری هر آنچه که برای انجام بهتر وظایف خود لازم دارم را در اختیار دارند و حالا میتواند نیاز به حمایت و اعتماد مدیر یا نیاز به تکنولوژی باشد.

به عنوان مثال استیو جابز احتمالا خودش به ایده ی آی پد نرسید اما تیمی از افرادی که به نوآوری اعتقاد داشتند را گرد هم جمع کرد. من به عنوان یک کارآفرین یاد گرفتم که رهبر بودن این نیست که باهوش ترین فرد باشی یا بهترین ایده ها را داشته باشی بلکه به این معنی است که تیمی داشته باشی که ایده های نو را رشد دهند و به کار خود علاقه داشته باشند.

  1. در مناسبت ها و مراسم های مختلف شرکت کنید

وقتی که به گذشته ی کاری خود نگاه می کنم می توانم لحظاتی را بیاد بیاورم که می خواستم در مراسم ها و مناسبت هایی شرکت کنم. ممکن است این تفکر ساده یا احمقانه به نظر برسد اما بدون بودن در فضای فرصت ها، فرصت ها برای شما پیش نمی آیند. نشستن در خانه و پشت سیستم رایانه خود کار آسانی است اما خانه جایی نیست که در آن اتفاقات دلخواه شما رخ دهد. یک بار من درخواست کردم که در چند دقیقه آخر یک کنفرانس سخنرانی کنم. روز پر مشغله ای داشتم اما ترجیح دادم که اول برای سخنرانی بروم و سپس برگردم و به کارهایم ادامه دهم. سخنران دیگری نیز در آنجا بود که خوشبختانه جف هافمن موسس شرکت Priceline.com بود. با هم صحبت کردیم الان پس از گذشت دو سال از آشنایی، ایشان عضو گروه مشاوران من هستند و دائما با هم در تماس هستیم. ایشان مربی خارق العاده و دوستی عالی هستند.

 لازم نیست که لیستی از افرادی که میخواهید ببینید فراهم کنید. فقط به فرصت ها روی خوش نشان دهید زیرا شما هرگز نمی دانید چه اتفاقی خواهد افتاد.

  1. زمانی که زمین می خورید آنرا بخشی از موفقیت خود بدانید

لزومی ندارد که شکست شما مانند یک چراغ قرمز یا دیواری، سد راه موفقیت تان باشد. می توانید آن ها را به عنوان یک گام اضافی یا اهرمی برای موفقیت در نظر بگیرید. افرادی را می شناسم که خود مانع موفقیت خود می شوند زیرا به دلیل ترس از شکست برای برداشتن گام های بزرگتر ریسک نمی کنند. به همین دلیل همیشه در جای کنونی خود که باور دارند جای ایمنی است، می مانند. اما باید بدانید جاهای ایمن محلی نیست که در آن افراد رشد کنند. یکبار که در یک پروژه ی کاری در under armour شرکت کرده بود در دور نهایی شکست خوردم اما زمانی که آنجا بودم رابطه ی خوبی با under armour برقرار کردم و در آخر از مواد اضافی آن ها برای تهیه ی هدبندها برای بیمارستان  کودکان John’s Hopkins استفاده کردم. در واقع این خروجی مورد دلخواه من نبود اما به تجربه ای باور نکردنی تبدیل شد. بنابراین، همیشه به آنچه می خواهید نمی رسید ولی همیشه در تجارب خود به دنبال ارزش هایی که برای شما به ارمغان می آورند باشید.

  1. همیشه بخاطر داشته باشید که چرا کار خود را شروع کردید (هدف اولیه را فراموش نکنید)

تاسیس یک شرکت می تواند خیلی سخت باشد. اعتراف می کنم که راه اندازی شرکت پر تنش ترین و در عین حال ارزشمندترین کاری بود که تاکنون انجام داده ام. فهمیدم که داشتن فقط یک کار با ارزش آسان نیست. هر بار که خسته می شوم به تمام عکس ها و نامه هایی که از بیمارستان ها دریافت کرده ام نگاه می کنم و به یاد می آورم که چرا این کار را شروع کرده ام. در پایان، موفقیت آن چیزی نیست که دیگران فکر می کنند بلکه چیزی است که شما و خواهان آن هستید.

 

گروه کلید با دارا بودن تیمی از کارشناسان مجرب به افراد و سازمان های مختلف در حوزه کارآفرینی، کسب و کار و مدیریت کسب و کار جدید، مشاوره و آموزش می دهد پس با ما تماس بگیرید.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مشاوره رایگان