سواد عاطفی- عشق و تنفر (بخش سیزدهم)

سواد عاطفی- عشق و تنفر (بخش سیزدهم)

در مرکز همه احساسات و عوطف، عشق قرار دارد و البته متضاد آن، تنفر. همه ما از صمیم قلب اشتیاق داریم که به دیگران عشق بورزیم و دیگران نیز ما را دوست بدارند. اما به جای آن که دوستمان بدارند، با تنفر و خشونت با ما رفتار می کنند و ما را با انبوهی از نیازها و احساسات جریحه دار شده به حال خود رها می کنند و ما نمی دانیم چه کار کنیم و راجع به آنها با چه کسی صحبت کنیم.

ما حق نداریم راجع به احساسات خود صحبت کنیم و این قانون بیش از همه شامل عشق می شود. بنابراین احساسات و عواطف خود را مخفی می کنیم یا این که راجع به آنها دروغ می گوییم یا وانمود می کنیم که اصلاً وجود ندارند.

اکثر ما چون در روابط عاطفی خود با دیگران دچار صدمه روحی شده ایم بنابراین اغلب اوقات، حتی در رابطه با عشق، به گونه ای محتاطانه و توأم با بی اعتنایی عمل می کنیم، درد و رنج و دلسوختگی های کهنه و قدیمی مانع از آن می شود که در ابراز احساسات خود آزادانه عمل کنیم و راحت باشیم. ما معمولاً خود را از شیرین ترین تجربه های عاطفی و هیجانی محروم می کنیم و عشق مان را بدون قید و شرط ابراز نمی کنیم. در عوض، آزردگی و رنجش های ما آن قدر بر روی هم انباشته می شوند که بعضی اوقات تبدیل به نفرت و انزجار می شوند. به محض آن که حس تنفر و انزجار جاری می شود، همه چیز را آلوده می کند و احساس عشق را به طور کامل عقب می راند.

همه ما تشنه صمیمیت و یکرنگی با دیگران هستیم (تشنگی عاطفی).

از ته دل مشتاق برقراری ارتباط با دیگران هستیم و دلمان می خواهد دیگران را درک کنیم و آنها نیز ما را بفهمند. اما چگونه می توانیم به این آرزوهای خود دست یابیم؟

ما می دانیم که عاطفی بودن، و صاحب احساسات قدرتمندی همچون عشق، شادی، گریه، و حتی رنج و اندوه بودن، تجربه ای غنی و ارزشمند است. در حقیقت ما دائم در جستجوی تجربه های عاطفی و هیجانی هستیم. به تماشای فیلم های عاشقانه، ترسناک و مهیج می رویم و پای سریال های ملودرام خانوادگی می نشینیم، یا ریسمان به پای خود می بندیم و از بالای صخره های مرتفع پایین می پریم، و همه این کارها را به منظور تحریک عواطف و هیجانات خود انجام می دهیم. در واقع چون نمی توانیم هیجانات و عواطف واقعی را لمس و تجربه کنیم و از نزدیک شدن به آنها می هراسیم، بنابراین جایگزین هایی برای آنها دست و پا می کنیم و خود را با انواع و اقسام فعالیت هایی که برشمردیم سرگرم می کنیم.

حقیقت تلخی است ولی ضربه عاطفی ناشی از کمبود عشق و محبت، منجر به بی حسی عاطفی شده و تاحد بیمارگونه ای عمیق می شود و نسل به نسل منتقل می گردد.

یکی از نیازهای فوری عصر ما این است که چرخه تنهایی، خشونت و بی حسی عاطفی به طریقی شکسته شود.

 یک راه حل این است که بیداری و هشیاری عاطفی را یاد بگیریم،

عشق را تجربه کنیم

و همدلی با دیگران را افزایش دهیم.

باید دریچه قلبمان را بر روی عواطف و احساسات دیگران بگشاییم و با مهربانی و عطوفت و دلسوزی به آنها پاسخ دهیم.

برای این که از نظر عاطفی باسواد شویم باید احساسات را کشف کنیم، درک کنیم، و یاد بگیریم که آنها را ابراز کنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مشاوره رایگان