بازاریابی چند حسی و برند مقصد | Multisensory marketing and destination brand

بازاریابی چند حسی و برند مقصد | Multisensory marketing and destination brand

بازاریابی چند حسی و برند مقصد | Multisensory marketing and destination brand

امروزه صنعت گردشگری بیش از هر زمان دیگری تمرکز خود را بر تقویت و مدیریت تجارب و حواس مشتریان گذاشته است (Morgan, Lugosi & Ritchie, 2010). وارد شدن پارادایم های تجربی در مفهومی سازی گردشگری توجه ها را به سوی حواس انسان در مدیریت و بازاریابی گردشگری جلب نمود و یافته ها نمایانگر این است که این توجه بیش از سایر حوزه ها به صنعت گردشگری کمک نمود تا رقابت پذیری خود را در بازار پرتلاطم جهانی حفظ نماید (Ellis & Rossman, 2008; Mossberg, 2007; Schmitt, 1999).

علاوه بر این بهره گیری از حواس در صنعت گردشگری بدین سبب دارای اهمیت گردید که اداراکات آدمی از دنیای پیرامون خود از طریق همین حواس است (Howes, 2005). بحث گردشگری و بازاریابی گردشگری کلاً به خلق تجربه ای دلپذیر برای مشتری از مقصد مربوط می شود و ساختن این تجربه وظیفه بازاریابی در حوزه گردشگری است. اما چگونه این مهم قابل پیاده سازی است؟ همانطور که Howes (2005) بیان می کند مدیریت حس از طریق کنترل محرکها و برآیندهای حواس، پاسخ حل این معما است. چراکه دنیای خارج را تجارب حسی برای فرد می سازد پس کنترل حواس، کلید کنترل ذهنیت است و برای ایجاد تجارب دلپذیر از مقصد باید تجارب حسی مطلوب را خلق نمود.

ادبیات بازاریابی حسی بیانگر این است که حواس آدمی به او پیرامون دنیای اطرافش اطلاعات می دهد و بر تجارب روزمره او اثر می گذارد (Rodaway, 1994). در حقیقت، محققان در حوزه های جغرافیای انسانی، مردم شناسی و تاریخ ادعا می کنند که ادراک عبارت است از مجموعه ای از تعاملات در درون یک محیط (مقصد گردشگری) در بازه زمانی مشخص (زمان بازدید از مقصد) و رفتاری آموختنی است (فرهنگ) (Classen, 1997; Howes, 2005; Rodaway, 1994; Smith, 2007; Tuan, 1997).

استراتژی هایی که بوسیله بازاریابان گردشگری استفاده می شود برای ارتباط داشتن با عموم است و بر روی ماهیت خدمات تأکید می کند. بنابراین هر دو نوع هم فرآیند بازاریابی و هم مشتری به صورت متفاوتی در گردشگری عمل می کنند. در بازاریابی گردشگری ، بازاریاب باید دو بعد را در نظر داشته باشد در وهله اول رضایت ساکنان محلی از کسب سود از جریان گردشگری و در بعد دوم حاصل شدن رضایت از تجربه گردشگری، از سوی بازدیدکنندگان می باشد.

منابع:

Ellis, G. D., and Rossman, J. R. (2008) Creating Value for Participants through Experience Staging: Parks, Recreation, and Tourism in the Experience Industry. Journal of Park and Recreation Administration, 26(4): 1-20.

Howes, D. (ed.) (2005) Empire of the senses: the sensual culture reader. BERG, UK.

Morgan, M., Lugosi, L., and Ritchie, J.R. B. (eds.) (2010) The Tourism and Leisure Experience: Consumer and Managerial Perspectives. Channel View Publications, UK.

Mossberg, L. (2007) A Marketing Approach to the Tourist Experience. Scandinavian Journal of Hospitality and Tourism, 7(1): 59-74.

Rodaway, P. (1994) Sensuous Geographies: body, sense and place. Routledge, London.

Schmitt, B. (1999) Experiential Marketing. Journal of Marketing Management, 15(1-3): 53-67.

Smith, M. (2007) Sensory History. Berg, USA.

Tuan, Yi-Fu (1977) Space and Place: The perspective of experience. University of Minnesota Press, Minneapolis.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

8 + 2 =

مشاوره رایگان