زوانشناسی مثبت گرا در محیط-کار

زوانشناسی مثبت گرا در محیط-کار

همه ما می خواهیم کار یک تجربه مثبت و جذاب باشد. چه کسی رویای این را ندارد که در روز شنبه با  هیجان سر کار برود؟ روانشناسی مثبت نشان داده است که چگونه هیجانات مثبت با مزایای متعددی از جمله بهبود سلامت، سلامتی، طول عمر و کیفیت زندگی بیشتر مرتبط است. از طرفی دیگر، خشم، اضطراب، افسردگی و نگرانی با پیامدهای نامطلوب سلامت، ارتباط دارند. ژن های ما مسئول حدود ۵۰ درصد از سطوح خوشبختی ما هستند، اقدامات و نگرش های ما ۴۰ درصد از شادی ما را تشکیل می دهد. بنابراین اگر انتخاب و نگرش های ما تأثیر شگرفی در شادی ما داشته باشد، چگونه می توانیم وضعیت مثبت و رفاه در محل کار را حفظ کنیم؟

این مقاله شامل موارد زیر است:

  • مزایای روانشناسی مثبت در محل کار
  • PERMA در محل کار
  • احساسات مثبت
  • اتصال
  • مشغول شدن/درگیر شدن
  • ایجاد معنی
  • تحقق
  • حرکت فراتر از اهداف خود
  • پاداش به خود

مزایای روانشناسی مثبت در محل کار

روانشناسی مثبت را می‌توان در بسیاری از روش های مختلف برای افزایش شادی و رضایت در نیروی کار استفاده کرد. با توجه به اینکه ما به طور متوسط نیمی از زمان بیداری خود را در محل کار صرف می کنیم، بسیاری از سازمان ها و رهبران تجاری به طور فزاینده ای این مساله را تشخیص داده‌اند که استفاده از تکنیک های روان شناختی و چگونگی انجام کار در محل کار ضروری است.

به عنوان یک کارمند، مدیر یا مدیرعامل، می توانید به این ایده ها به منظور ارتقای مثبت و بهبودی، جامه عمل بپوشانید:

  • کارآیی
  • انگیزه
  • درگیر شدن
  • مهارت های حل و فصل اختلافات
  • تفکر اصیل

PERMA در محل کار

طی ۱۵ سال گذشته، این زمینۀ در حال رشد روانشناسی مثبت که توسط پروفسور مارتین سلیگمن (دانشگاه پنسیلوانیا) پایه گذاری شد، مدلی مبتنی بر شواهد تجربی که مواد تشکیل دهنده سلامت را توسعه داد که به نام PERMA شناخته شده است؛ احساسات مثبت، درگیری، روابط، معنا و تحقق.

پس چگونه PERMA، می تواند محل کار را بهبود ببخشد؟

احساسات مثبت

افراد زمانی که خوشحال هستند، شکوفا می شوند. هنگامی که خلق و خو، بهتر می شود، اهداف والاتری را تعیین می کنیم و حرکت به سمت آنها را بیشتر ادامه می دهیم. کمتر استرس و خستگی را تجربه می کنیم و همکاری های تیمی و حل مسائل بهتری را از خود نشان می دهیم.

اما چگونه مردم را شادتر کنیم؟

اسکن های مغزی نشان می دهد هنگامی که به افراد گفته می شود تا نعمت های خود را بر شمرند، فعالیت در بخشی از مغز که با شادی مرتبط است، افزایش می یابد. بنابراین، اگر چه تحمیل خوشحالی دشوار است، اما زمانی که ما یک طرز تفکر مثبت را پرورش می دهیم، خوشبختی و خوشحالی به دنبال آن می آید.

برخی از سازمان ها این ایده را با روش های نوآورانه ای سازگار کرده اند. به عنوان مثال، با فهرستی از «قدردانی ها» به عنوان موضوع مورد بحث روز در ابتدای جلسات کارکنان، افراد را می توان تشویق کرد تا فردی یا چیزی را برگزینند که قدردان آن هستند.

به عنوان مثال، “تقدیر من برای سارا است. هفته گذشته او در دفتر ماند تا به من نشان دهد چگونه صفحات اکسل خود را تکمیل کنم و از آن زمان، کار را به موقع به پایان می رسانم”.

اتصال

علم به ما نشان می دهد که برترین راه برای نفوذ به شادی این است که در روابط خود سرمایه گذاری کنیم. تکامل، بقای ما را در ارتباط با مهارت هایمان در برقراری ارتباط با دیگران تضمین کرده است. مغز ما به معنای واقعی کلمه برای برقراری ارتباط و پیوند با دیگران برنامه ریزی شده است. این ارتباطات توانایی تاثیر گذاشتن بر احساس ما را دارند.

بر طبق تحقیقات درباره شادی، خلق و خوی ما به معنای واقعی کلمه مُسری است. این به دلیل نورون های آینه ای در مغز ما اتفاق می افتد.

اگر همکاران ما، در کنار ما شروع به جشن گرفتن کنند، سلول هایی در مغز ما که در هنگامی که ما درگیر رفتار مشابهی هستیم، فعال می شوند، در این مواقع نیز روشن می‌گردند. ما برای برقراری ارتباط با کسانی که در اطراف ما هستند و برای درک احساسات و اهدافشان، برنامه ریزی شده هستیم.

در نظرسنجی اخیر ویرجین، تقریبا ۴۰ درصد از پاسخ دهندگان، همکاران خود را به عنوان دلیل اصلی برای لذت بردن از کار خود، نام بردند.

علاوه بر این، بیش از دو سوم از پاسخ دهندگان گزارش دادند که نه تنها چنین روابط مثبتی باعث افزایش بهره وری آنها می شود، بلکه به کاهش چالش های استرس زا و دشوار در کار کمک می کند.

همچنین نمی توان به اندازه کافی بر مرکزیت رابطه ارتباطات اجتماعی ما و شادی درونی تاکید کرد. پس  فردی که در کنار شما نشسته را کمی بهتر بشناسید. تلاش کنید تا ناهار را در غذاخوری، صرف کنید. یک برنامه آشنایی با همکاران را برای مواقع بعد از کار سازماندهی کنید و افرادی که زمان زیادی با آن ها سپری می کنید را بیشتر بشناسید.

یکی از موانع برای این دوره، البته نگرانی های ما، خجالت و سطوح راحتی با انجام این کار است. اسکات کربتری، یکی از رهبران معروف و باتجربه در اینتل اظهار می دارد که ارائه پشا کوچا می تواند به شکستن یخ کمک کند.

“در ژاپن پشا کوچا به معنی گپ زدن است، اما قالب خاصی از ارائه است. معمولاً، هر فرد ۲۰ اسلاید که فقط شامل تصاویر است را با خود می آورد و تنها ۲۰ ثانیه برای توضیح هر اسلاید فرصت دارند. … اما ما قاعده ای را درست کردیم که در آن افرد فقط می توانند مسائل مربوط به زندگی خود در خارج از کار را به اشتراک بگذارند. تفاوت آن فوری و قابل توجه بود. ما بلافاصله رفتاری کمتر رقابتی و بیشتر به عنوان همکاری را مشاهده نمودیم . “

کریتری می گوید که این شاید بهترین ابزاری است که او برای ایجاد اعتماد و درک در یک تیم در دست داشته است. به عنوان یک مدیر یا رهبر تیم، باید بدانید که مثبت و منفی بودن تا چه حد می تواند مسری باشد. از اهمیت مدیریت روحیه آگاه باشید زیرا یک فرد ناراضی و غمگین می تواند کل دفتر کاری را ناراضی و غمگین کند. به کارکنان خود بواسطه سازمان دهی رویداد هایی که افراد را به کار کردن کنار هم تشویق می نماید و روابط واقعی ایجاد می کند، کمک کنید تا گرد هم جمع شوند و ارتباط برقرا کنند.

در اینجا یک نمونه عالی از بنیانگذار میندولی، یعنی ویشن لاخیانی و موارد ویژه آنها آورده شده است.

برای کارکنان روشن سازید که اجتماعی شدن نه تنها قابل قبول است، بلکه تا زمانی که عملکرد را مختل نسازد، مورد تشویق هم قرار می گیرد.

با این حال، بعضی از افراد به طور طبیعی، نسبت به دیگران، ظاهر و رفتاری مثبت تر دارند. این افراد برای سازمان ها بسیار ارزشمند هستند، به ویژه هنگامی که یک فضای عمومی آکنده از بی انگیزگی، کم روحیه ای و عدم اعتماد باشد. ترفند این است که به دنبال این افراد باشید. آنها را پیدا کنید، و مهمتر از همه با آن ها وقت بگذرانید؛ آنها را به لحاظ استراتژیک در تیم هایی قرار دهید که می توانند از موقعیت مثبت تر چنین افرادی بهره مند شوند.

تعامل

فرمول ایجاد تعامل در میان کارکنان این است که میزان استفاده و اعمال افراد از نقاط قوتشان را به حداکثر برسانید. اکثر ما تلاش می کنیم تا خود را از جهاتی بهبود بخشیم و با این حال، اغلب ممکن است متوجه شویم که در شکست هایمان قرار گرفته ایم و بر تلاش برای “اصلاح” بخش هایی از خودمان و نادیده گرفتن بخش هایی از ما که شکوفا می شوند متمرکز شده ایم.

مارتین سلیگمن و دیگر محققان در این زمینه خاطرنشان کرده اند زمانی که ما درگیر کاری هستیم که از نقاط قوت مان با روش های جدید و نوآورانه ای استفاده می کنیم، سطح بالاتری از خوشبختی و خوشحالی و سطوح پایین تری از افسردگی را تجربه می کنیم.

مطالعه تاثیر گذار دیگری نشان می دهد که تا ۷۰٪ از متخصصان که به طور فعال از نقاط قوت خود به صورت روزانه استفاده می کنند، احساس تعامل و انرژی بیشتر توسط کار خود را گزارش می کنند.

با توجه به این که مطالعات علمی بی شماری، این واقعیت را برجسته کرده اند که ما در هنگام تعامل با نقاط قوت مان در بهترین حالت خود به سر می بریم، به نظر می رسد که روشفکر بودن در برابر انتقادات بر خلاف کارآیی باشد اما با این حال با تحسین و تمجید به تحرک درآید.

جلسات را با فرصتی برای به اشتراک گذاشتن داستان های موفقیت – بزرگ و کوچک شروع کنید. به مردم فرصتی دهید تا موفقیت ها، دستاوردها و کارهای بزرگ خود را با شما به اشتراک بگذارند همانگونه که شما داستان های خودتان را با آن ها به اشتراک می گذارید.

فرض نکنید که همه از قوت های خود آگاه باشند یا اینکه توانایی هایشان همانند شما باشد. این فرضیه که چون کاری برای شما آسان است، برای دیگران هم باید ساده و آسان باشد را تشخیص داده و کنار بگذارید، و این کار به شما کمک خواهد کرد تا همکاران خود را بهتر بشناسید و با آن ها همکاری های مثمر ثمری داشته باشید. عمل کردن با توجه به نقاط قوت کارکنان، به جای نقاط ضعف آنها، نه تنها بر انگیزه ذاتی آنها تأثیر می گذارد، بلکه شرکت و سازمان را نیز در بر می گیرد.

ایجاد معنی

آدام گرانت، نویسنده و پروفسور در مدرسه کسب و کار در وارتون، یک آزمایش نوآورانه را برای بهره وری تیم طراحی کرد. کار با کارکنان مرکز تماس تلفنی برای کمک هزینه های تحصیلی دانشگاه، او برای کارکنان یک قرار ملاقات با فردی که از کمک هزینه تحصیلی سود برده بود را تنظیم کرد.

این جلسه تنها پنج دقیقه طول کشید – فقط به اندازه ای بود تا بعضی از سوالات پرسیده شود و فردی واقعی به کارکنان نشان داده شود.

این تیم در ادامه، سه برابر پول جمع کرد و گفتگوهای طولانی تر و بیشتری با اهداکنندگان بالقوه را در مقایسه با یک گروه کنترل ثبت کرد.

هنگامی که مردم می بینند چگونه تلاش هایشان تأثیر واقعی بر زندگی دیگران دارد، حتی کارهای خدادادی، کارشان رضایمند تر می شود.

تحقق بخشیدن

رهبران می توانند با توجه به نقاط قوت فرد در در مورد اهداف سازمان، دستاوردها و تحققاتی را در افراد خود ایجاد کنند.

رهبران می توانند یک رویکرد حمایت کننده و مربیگرانه را با پرسش های مبنی بر نقاط قوت، اتخاذ کنند. مثلاً:

  • در مورد دستاورد قبلی که واقعاً به آن افتخار می کنید برایم توضیح دهید. شاید مربوط به کار باشد و شاید هم نباشد. زمانی که شما واقعاً فراتر از توانایی هایتان رفتید؟
  • به نظر شما چه نقاط قوتی دارید که شما را در رسیدن به این نتیجه چشمگیر، کمک می‌کند؟ کدام استعدادها را در آن زمان نشان دادید؟

راهنمایی و آموزش کارکنان شما می‌تواند به سادگی علاقه نشان دادن به نقاط قوت آن ها و جستجوی روش های بیشتری برای اعمال آنها به اهداف مورد توافق یا چالش های توسعه حرفه ای باشد. مانند بسیاری از عقاید دیگر که از روانشناسی مثبت ظهور می کنند، این یک پیروزی واقعی و دو جانبه است.

فشار برای فراتر رفتن از اهداف خود

تعیین اهداف به طور منظم در سطح فردی، تیمی و سازمانی برای بهره وری و شادی حیاتی است.

اهداف می توانند حس شگفت انگیزی از یک تعامل، انگیزه و ارتباط را برایمان فراهم کنند.

اما برای رسیدن به شادی، ما نمی توانیم تنها به هدف دستیابی تکیه کنیم. منبع پایدار شادی، لذت بردن از هر مرحله ای است که شما را به سمت خط پایان می برد. تحقیقات نشان می دهد در حالی که دستیابی به هدف یک افزایش اولیه در مثبت گرایی را ایجاد می کند، اثرات طولانی نخواهد داشت. حقه این کار در یادگیری لذت بردن از هر جنبه ای از سفر به سمت اهداف خود است.

برای اعمال این، ابتدا اهداف خود را SMART سازید (مشخص، قابل اندازه گیری، قابل دستیابی، مربوط به منافع و محدودیت زمانی).

دوم، از هوشمند بودن فراتر روید و به اهدافتان معنا ببخشید.

سعی کنید اهداف خود را با ارزش ها و نقاط قوتتان ارتباط دهید، زیرا به احتمال بیشتری احساس شادتر و عملکرد بهتری خواهید داشت. به عنوان یک مدیر، هنگامی که پروژه ها را به کارکنان خود اختصاص می دهید، این نکته را در نظر بگیرید.

اگر بتوانید تلاقی بین مهارت ها، علایق، ارزش ها و نقاط قوت را پیدا کنید، احتمالاً یک تیم با انگیزه و مشارکتی را ایجاد می کنید، زیرا آنها بر اثر انگیزه و انرژی خود رشد می کنند.

پاداش به خود

توانایی ما برای جشن گرفتن دستاوردهای خود و همکاران، یکی دیگر از عناصر مهمی است که ما را قادر می سازد تا در محل کار شکوفا شویم.

پاداش ها، مسیرهای لذت را در مغز ما فعال می کنند، حتی زمانی که خود-محرک باشند.

پاداش های موثر لزوماً بزرگ یا گران و یا حتی مالی نیستند، می تواند به سادگی یک تفریح، پیاده روی کوتاه مدت و یا لذت بردن از یک میان وعده باشد.

تعدادی از مطالعات نشان داده اند که پاداش های کوچک می تواند افراد را در کارشان سخاوتمندتر، دوستانه تر و شاد تر و همچنین کارآمدتر و دقیق تر کند.

در گوگل، رضایت کارکنان هنگامی که یک طرح پاداش کوچک در نظر گرفته شد، ۳۷٪ افزایش پیدا کرد، و این نشان می دهد که پاداش های مالی تنها مساله شاد و کارآمد برای کارکنان نیست.

بنابراین توجه داشته باشید، در حالی که کار سخت مهم است، اما این مساله که هرگز به شما اجازه استراحت داده نشود به زیان شادی شماست. به تمرکز خود استراحت دهید و از صفحه نمایش برای چند دقیقه دور شوید.

به عنوان یک شرکت شما می توانید به کارکنان یک برنامه پاداش متفکرانه ارائه دهید که ممکن است انگیزه هایی مانند زمان های کاری انعطاف پذیر را به منظورنشان دادن اینکه شما واقعاً به نیازهای آنها توجه دارید را ارائه دهید.

اما اطمینان حاصل کنید که پاداش هایی که ارائه می دهید، با آنچه کارکنان شما می خواهند، مطابقت داشته باشد.

شاید انتشار یک نظرسنجی در سراسر شرکت و یا تشکیل کمیته کارمندان مفید باشد تا بازخورد هایی در مورد اینکه چه مزایا و منابع بیشتری به کارکنان شما کمک می کند تا احساس کنند به کار و زندگی شخصی آن ها توجه می شود را به دست آورید. در حالی که این استراتژی ها و ایده ها ممکن است به طرق مختلف، منطقی به نظر برسند، در مکان های کاری امروز، خیلی مورد استفاده قرار نمی گیرند. با ارائه مثبت گرایی، تعامل، ارتباط، معنا و تصدیق می توانید یک نیروی کاری الهام بخش و با انگیزه ای را ایجاد کنید که نه تنها از بودن در محل کار خوشحال هستند، بلکه از کمک به شرکت هیجان زده نیز می شوند.

به گفته شاون اکور

“هر چه مغزتان از انرژی شما برای تمرکز روی مثبت ها بهتر کار کند، شانس بیشتری برای موفقیت خواهید داشت.”

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مشاوره رایگان