100 اصل رهبری برای همه زمان ها

100 اصل رهبری برای همه زمان ها

همراهان گرامی، اینک ۵ جمله کوتاه دیگر از ۲۰ جمله کوتاه بخش دوم از ۱۰۰ اصل رهبری برای همه زمانها را با عنوان اعتماد شرح می‌دهیم.

(۱۱)

The leaders who work most effectively, it seems to me, never say “I”. And that’s not because they have trained themselves not to say “I.” They don’t think “I.” They think “we”; they think “team.” They understand their job to be to make the team function. They accept responsibility and don’t sidestep it, but “we” gets the credit… This is what creates trust, what enables you to get the task done.

به نظر من رهبرانی که به بهترین نحو کارشان را انجام می‌دهند، هیچ وقت نمی‌گویند «من». این بدین دلیل نیست که به خودشان یاد داده‌اند که «من» نگویند. آن ها اصلاً به «من» فکر نمی‌کنند؛ به «ما» می‌اندیشند، به «گروه» فکر می‌کنند. آنان متوجه شده‌اند که شغلشان برای ایجاد یک کار تیمی است. آن‌ها مسئولیت را قبول می‌کنند و شانه خالی نمی‌کنند اما این «ما» است که افتخار انجام کار را کسب می‌کند. این موضوع، اعتماد، خلق می‌‌کند؛ چیزی که شما را قادر به انجام هر کار می‌نماید.

(۱۲)

It is important that an aim never be defined in terms of activity or methods. It must always relate directly to how life is better for everyone… The aim of the system must be clear to everyone in system. The aim must include plans for the future. The aim is a value judgment.

اصلاً نباید یک هدف بر حسب فعالیت‌ها یا روش‌ها توضیح داده شود؛ بلکه همیشه بایستی مستیماً به این که چطور زندگی برای همه بهتر خواهد شد، اشاره کند. هدف یک سیستم باید برای تمام اعضای آن واضح و مشخص باشد. هدف باید شامل برنامه‌هایی برای آینده باشد. هدف یک نتیجه‌ی ارزشمند است.

(۱۳)

Treat people as if they were what they ought to be and you help them to become what they are capable of being.

با مردم طوری رفتار کن که گویی همان کسانی هستند که باید باشند و به آن‌ها کمک کن تا آن کسی بشوند که توانایی‌اش را دارند.

(۱۴)

One measure of leadership is the caliber of people who choose to follow you.

یکی از معیارهای ارزیابی یک رهبر، استعداد کسانی است که برای پیروی از خود انتخاب کرده است.

(۱۵)

A true leader has to have a genuine open- door policy so that his people are not afraid to approach him for any reason.

یک رهبر واقعی باید سیاست درهای باز داشته باشد تا مردم اطراف او از نزدیک شدن به او، ترسی نداشته باشند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*