نقش و اصول اثربخش ضمیر ناخودآگاه در بازاریابی، تبلیغات و ارتباطات

نقش و اصول اثربخش ضمیر ناخودآگاه در بازاریابی، تبلیغات و ارتباطات

نقش و اصول اثربخش ضمیر ناخودآگاه در بازاریابی، تبلیغات و ارتباطات

نقش اعصاب در تبلیغات

به گفته برخی کارشناسان ارتباطات، مغز، اعصاب و روان، مخاطبان و افراد در تبلیغات و ارتباطات از دو سلسله اعصاب فرمان می گیرند: سلسله اعصاب ارادی یا ضمیر خودآگاه و سلسله اعصاب غیر ارادی یا ضمیر ناخودآگاه.

این دو نوع شبکه عصبی به طرز شگفت انگیزی با یکدیگر در ارتباط هستند. تجزیه و تحلیل این دو شبکه اعصاب در مخاطبان، پیام ها و رسانه ها می تواند راهکارهای اثربخشی برای بهبود تبلیغات ارائه دهد.

هرگاه پیام و شعاری به صورت عادت و تکرار در آید، کنترل عصبی آن از قسمت های بالایی مغز به پایین آن منتقل می شود و عمیق تر شده و اثر گذاری آن دو چندان می شود.

در شرکت «هیلتون» و«دیسنی لند» تمامی کارکنان با مشتریان خود، رفتارهای استانداردی دارند، در واقع اعصاب و زبان آنها طوری برنامه ریزی شده است که بتوانند برخوردها و رفتارهای مناسب و استاندارد با مشتریان داشته باشند.

به بیان دیگر هرگاه تصویر، نماد، نشان، نام، شعار، رسانه و پیامی به صورت عادت و تکرار در آید، اثرات عصبی آن نیز از قسمت های بالایی مغز به پایین آن منتقل می شود.

ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه در تبلیغات و ارتباطات

ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه از مسائل مهمی است که در ان ال پی به آنها توجه می شود. مرکز کنترل اعصاب ارادی در قسمت های بالای مغز قرار دارد که به آن ضمیر خودآگاه می گویند.

مرکز کنترل اعصاب غیر ارادی در قسمت های پایین مغز قرار دارد و بر فعالیت هایی نظیر گردش خون، رشد فکری، برنامه ریزی درونی، هضم غذا، کنترل اعصاب و … نظارت می کند.

همانطور که امرسون می گوید «هرعملی، زاییده فکری است». اگر ارتباطی را که با مخاطب برقرار می شود، کنترل شده و در نتیجه ی افکار مثبت و درخشان و اثر گذار بر سیستم عصبی آنها باشد رسیدن به اهداف آسان تر می باشد.

نکته مهم اینکه هرگاه بین ضمیر خودآگاه و ضمیر ناخودآگاه تضادی ایجاد شود، ضمیر ناخودآگاه پیروز خواهد بود.

تمام کسانی که می توانند به نتایج درخشان دست یابند، این کار را از طریق برقراری ارتباط خاصی با سیستم عصبی خود به انجام می رسانند.

بازاریابی، ارتباطات و تبلیغات با استفاده از ضمیر ناخودآگاه

بسیاری از متخصصان بازاریابی، ارتباطات و تبلیغات معتقدند که برای شروع بازاریابی، تبلیغ و ارتباط باید سراغ مخاطبان رفت و با شناخت آنها برنامه ریزی های لازم را صورت داد. تمامی رفتارها، حرکات و عکس العمل های درونی و بیرونی مخاطبان به چیزی فراتر بستگی دارد و آن ضمیر ناخودآگاه است.

ضمیر ناخودآگاه یک کامپیوتر است که ورودی های خود را از کانال حسی و غیرحسی دریافت می کند. ضمیر ناخودآگاه محلی برای ثبت و ذخیره تجربیات انسان است. حتی چیزهایی که خود شخص از انجام شان آگاه نیست. از بدو تولد ( و به عقیده برخی از دوران جنینی) هر آنچه پیرامون آدمی روی میدهد، در ضمیر ناخودآگاه ذخیره می گردد.

دانشمندان معتقدند آنچه را که به عنوان دستاوردهای زندگی یک انسان به دست می آید در واقع توسط ضمیر ناخودآگاه حاصل شده است و متخصصان بازاریابی، تبلیغات و ارتباطات می توانند با کنترل کردن ورودی های ضمیر ناخودآگاه دستاوردهای مخاطبان را کنترل کنند.

در اینجا به اصولی اشاره می شود که برای تهیه برنامه های بازاریابی، ارتباطی و تبلیغی با توجه به ضمیر ناخودآگاه می تواند اثر بخش باشد.

۱- اصل خود هشیاری، خود بیداری و اشراف و بصیرت لحظه به لحظه به خود[۱]

بهترین راه برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه برای اهداف بازاریابی و تبلیغی، توجه لحظه به لحظه مخاطبان نسبت به خود است و اینکه مرتباً با برنامه هایی به خود و درون خود توجه کنند.

۲- اصل استفاده از قدرت تمرکز[۲]

تمرکز بر مزایا، قوت ها و توانمندیهای مخاطبان می تواند یکی از تکنیک های موفق ارتباطی و بازاریابی باشد که مورد توجه کارشناسان این امر است. «شما برتر هستید» شرکت نایک- “همیشه با شما هستیم” شرکت ب ام و.

۳- اصل استفاده از قدرت سوال[۳]

کیفیت اثر گذاری برخی از اصول ارتباط و آگهی های تبلیغاتی به قدرت سوال بستگی دارد گاهی یک سوال می تواند چنان اثری دورنی برمخاطب داشته باشد که ساعت ها او را به فکر واداشته و به عکس العمل های درونی و بیرونی تشویق کند.

۴- اصل استفاده از جملات تاکیدی و تصدیقی مثبت

ضمیر ناخودآگاه تشنه برخی جملات کلیدی و تاکیدی است و با استفاده از جملات تاکیدی و تصدیقی می توان به راحتی ضمیر ناخودآگاه را هدایت و رهبری کرد. تدوین و تهیه جملات، پیام ها و شعارهای تاکیدی و تصدیقی می تواند در برنامه های تبلیغاتی و بازاریابی بر ذهن مخاطبان اثر خاصی داشته باشد.

۵- اصل تصویر سازی ذهنی

ویزا با شعار «هر کجا که بخواهید هست» یکی از شرکت های موفق و ثروتمند است که بهتر از بسیاری از شرکت ها، توانسته است در ذهن مخاطبان خیال پروری مثبت کند. تصویرسازی ذهنی از مواردی است که در نام و نشان گذاری، بازاریابی و بررسی رفتار مصرف کننده، مورد توجه است.

[۱] . self consciouness

[۲] . power of focus

[۳] . power of question

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

مشاوره رایگان